الشيخ السبحاني
52
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)
ساخت » . 4 . هر موقع پس از لفظ « على » نام كشور و يا يكى از مظاهر قدرت و استيلا ، مانند سرير قدرت ، سرير عدالت ، سرير سلطنت بيايد منظور از آن ، تسلط و احاطهء قدرت خواهد بود ؛ چنانكه شاعر عرب زبانى مىگويد : قد استوى بشر على العراق * من غير سيف و دم مهراق ؛ بشر بر كشور عراق مسلط گرديد در حالى كه نه شمشيرى كشيد و نه خونى ريخت . تا اينجا معناى عرش و استوا بهطور كلى از نظر لغت و قرآن روشن گرديد و اينكه اگر لفظ « استوى » با حرف « على » استعمال شود « 1 » ناچار مقصود از آن همان استيلا و احاطه خواهد بود ؛ يعنى خدا بر عرش خويش استيلا و تسلط يافت ، ولى بايد ديد مقصود از عرش چيست ؟ دربارهء حقيقت عرش احتمالاتى دادهاند كه از نظر خوانندگان گرامى مىگذرانيم : الف ) عرش همان فلك نهم است كه بر تمام افلاك احاطه دارد ، ولى چون افلاك نه گانه مولود انديشهء ناقص بشرِ دوران بطلميوس بوده است ، ديگر نبايد در بىپايگى اين نظر سخن گفت . ب ) سراسر جهان هستى - اعم از مجرد و مادى - « 2 » و نتيجهء استيلاى بر سراسر جهان هستى موجب تدبير و تنظيم جهان وجود و اطلاع به آنچه در آنجا مىگذرد مىباشد و معناى « ثم استوى على العرش » اين است كه ، بر سراسر هستى ، كه ملك خداوند و مهد سلطنت و حكومت اوست ، استيلا يافت و قدرت وى بر تمام عوالم محيط گرديد . اگر در برخى از آيات ، « عرش » در مقابل آسمانها واقع شده ؛ مانند « مَنْ رَبُّ السَّمَواتِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعظيمِ » از باب عطف عام بر خاص است .
--> ( 1 ) . هر گاه پس از لفظ مزبور ، كلمهء « الى » وارد گردد ، در اين صورت علاوه بر تسلط ، مفيد معناى « انتها » نيز خواهد بود ؛ مانند « ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّماءِ وَ هِىَ دُخانٌ ؛ سپس تدبير خود را متوجه آسمان نمود ، در حالى كه به صورت گاز بود » . ( 2 ) . شرح اعتقادات صدوق ، چاپ تبريز ، ص 29 .